شهدا

شهید مدافع امنیت، مرتضی ابراهیمی در حال کمک به سیل‌زدگان پلدختر

مرتضی ابراهیمی، دو روز قبل در جریان اغتشاشات شهر ملارد محاصره شد و در اثر شلیک گلوله به قلب و ضربات قمه بر شکم و دو پهلویش به شهادت رسید. شهید ابراهیمی هم‌محلی و هم‌پایگاهی شهیدان مدافع حرم مصطفی صدرزاده، سجاد عفتی و محمد آژند از محله کهنز شهریار است و مدتی نیز در سوریه با داعش جنگیده بود. در ... ادامه مطلب »

آیا برگزاری سالگرد و چهلم برای اموات بدعت نیست؟

در پاسخ می گوییم اولا اصل عقلی و شرعی اینست که عزاداری برای اموات اگر حاوی «کفرگویی» و «اعتراض به قضای الهی» نباشد و در مرثیه ها و سخنانی که بیان می شود مطلبی بر خلاف حق بیان نگردد و درباره فضایلِ میت اغراق و دروغی گفته نشود بلا اشکال است. این عزاداری اگر برای شهدای مظلوم و نمادهای اسلامی ... ادامه مطلب »

آیا می دانید در اغتشاشات اخیر …

حدود ۱۵۰ بانک آسیب دیده که بالغ بر صدها میلیارد از بیت المال هدر رفته. صدها پرونده متعلق به وام مسکن و اسناد وثیقه مردم آتش گرفته و سوخته. هزاران پرونده وام ازدواج نابود شده و مجدد باید تشکیل پرونده دهند.بیش از ۱۰۰ مرکز درمانی و آزمایشگاهی آسیب دیده و دارو و تجهیزات آن ها در شرایطی تحریمی اکنون از ... ادامه مطلب »

انگلستان با زلزله‌زده‌های میانه همدردی می‌کند

خیالش راحت است اینجا کمتر حافظه‌ای، ۳۳ دانش‌آموز پرپر «دبیرستان زینبیه» و «دبستان فاطمه الزهرا» همین میانه را که ۱۲ بهمن ۶۵، در بمباران هوایی به خاک و خون کشیده شدند به‌یاد دارد.کسی نه از ۳۳ قصه زندگی آن دخترکان فیلم ساخته است نه از چهره هوایی روباه در دفاع مقدس؛ که هواپیماهای جنگنده هاوک را تقدیم صدام کرد، واحدهای ... ادامه مطلب »

متروی تهران ایستگاهی دارد به نام جوانمرد قصاب

این جوانمرد، همیشه با و‌ضو بود.می‌گفتند: عبدالحسین، چه خبر از وضع کسب و کار؟ می گفت: الحمدلله، ما از خدا راضی هستیم، او از ما راضی باشه هیچکس دو کفه ترازوی عبدالحسین را مساوی ندیده بود، سمت گوشت مشتری همیشه سنگین تر بود. اگر مشتری مبلغ کمی گوشت میخواست، عبدالحسین دریغ نمی کرد. می‌گفت: «برای هر مقدار پول، سنگ ترازو هست.»وقتی که میشناخت که مشتری فقیر است، نمی گذاشت بجز سلام و احوالپرسی چیزی بگوید. مقداری گوشت می پیچید توی کاغذ و می داد دستش.‌ کسی که وضع مالی خوبی نداشت یا حدس میزد که نیازمند باشد یا عائله زیادی داشت را دو برابرِ پول مشتری، گوشت می داد.گاهی برای این که بقیه مشتری ها متوجه نشوند، وانمود می کرد که پول گرفته است.گاهی هم پول را میگرفت و دستش را می برد سمت دخل و دوباره همان پول را می داد دست مشتری و می گفت: «بفرما مابقی پولت.»عزت نفس مشتریِ نیازمند را نمی شکست! این جوانمرد در ۴۳ سالگی و در یکی از عملیات های دفاع مقدس با ۱۲ گلوله به شهادت رسید.

این جوانمرد، همیشه با و‌ضو بود.می‌گفتند: عبدالحسین، چه خبر از وضع کسب و کار؟ می گفت: الحمدلله، ما از خدا راضی هستیم، او از ما راضی باشه هیچکس دو کفه ترازوی عبدالحسین را مساوی ندیده بود، سمت گوشت مشتری همیشه سنگین تر بود. اگر مشتری مبلغ کمی گوشت میخواست، عبدالحسین دریغ نمی کرد. می‌گفت: «برای هر مقدار پول، سنگ ترازو ... ادامه مطلب »

ماجرای جالب گفت‌وگوی شهیدمحمدخانی با تکفیری‌ها

یکی از بی‌سیم‌های تکفیری‌ها افتاد دست ما. سریع بی‌سیم را برداشتم. می‌خواستم بد و بیراه بگم. عمار(شهید محمدخانی) آمد و گفت که دشمن را عصبانی نکن.گفتم پس چی بگم به اینا؟گفت: «بگو اگه شما مسلمونید، ما هم مسلمونیم. این گلوله‌هایی که شما به سمت ما می زنید باید وسط اسرائیل فرود میومد…»سوال کردند شما کی هستید و چرا با ما ... ادامه مطلب »