۸۵درصد روایات باب طب سند ندارند

۸۵درصد روایات باب طب سند ندارند

از شش هزار روایت طبی فقط  60 روایت در حوزه درمان است

سيد كاظم طباطبايي، رئيس پژوهشگاه موسسه دارالحديث قم

من با عنوان طب اسلامي مخالف هستم. يعني بنده نميپذيرم كه  هدف دين و شريعت در درانداختن نظامي بعنوان نظام پزشكي باشد. نظام سلامت و پزشكي هدف شريعت اسلام نبوده است اگر هدف دين اين باشد كه نظام سلامت و پزشكي هم طراحي كند، پس بايد در مورد تشخيص بيماري ها، علل امراض و… دستور العمل كامل داشته باشد كه بيماري را چگونه ميتوان شناخت و درمان كرد (و حال اينكه در مرويات ما چنين چيزي نيست). اما مرحوم علامه طباطبايي عقيده دارند كه وظيفه دين هدايت است. پس مبناي ما اين است كه دين متكفل هدايت است و لا غير.بين سنت و حديث، تفاوت وجود دارد سنت يعني «‌ ما صدر عن المعصوم عليه السلام» و حديث يعني «گزارش سنت». تفاوت حجيت در سنت و حديث اين است كه سنت چون واسطه نقل ندارد و در مقام مشافهه است، حجت است اما حديث چون واسطه در نقل دارد، حجت بودنش به وثوق مخبرين است.در مجموع در شيعه حدود ۴۰۰ كتاب حديثه داريم كه از اعتبار يكسان برخوردار نيستند. اگر كسي بخواهد وارد حوزه منابع حديثي شيعه شود بايد واقعا منابع و مصادر حديثي شيعه را بشناسد. بنابراين اگر كسي بگويد من علاقه به طب اسلامي دارم و مثلا كتاب طب الائمه ابنا بسطام را ديدم و از آنجا حديث نقل كنم يا مثلا در كتاب كافي فلان روايت طبي هست و از آنجا روايت نقل كنم، اين دو كتاب خيلي با هم تفاوت دارند و اصلا نميشود با همه منابع حديثي با يك حد اعتبار نگاه كرد.عده اي آمدند نزد امام علي عليه السلام و گفتند كه چرا شما محاسنتان را خضاب نمي كنيد در حالي كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: « همه محاسن خود را خضاب كنند ». امام علي عليه السلام فرمودند: پيامبر ص در دو جا فرمودند محاسن را خضاب كنيد، يكي در زماني بود كه آمدند مدينه و چون محاسن بلند و سفيد نماد يهودي ها بود فرمودند همه محاسن را خضاب كنند تا شباهت به يهودي هاي نداشته باشيد. مرتبه دوم در جنگ بدر بود كه حضرت فرمود براي رعب دشمن كه سپاه اسلام سپاه جوان به نظر بيايد همه محاسن را رنگ كنند. در واقع امام علي عليه السلام با اين حديث ميفرمايند كه اين روايت قضاياي خارجيه و شخصيه است نه حقيقيه. يعني مختص آن دو مورد بوده است و استحباب عمومي ندارد.ما در موسسه دارالحديث يك مجموعه اي گرداوري كرديم كه روايات صحيح و غير صحيح را جمع آوري كرديم. حدودا ۶ هزار روايت غير تكراري در حوزه طب داريم. البته فارغ از مستند بودن و يانبودن و يا درست و غلط بودن اين روايات. يعني ۶ هزار روايت طبي بصورت كلي در حوزه طب موجود است. از اين ۶ هزار روايت طبي حدود ۱۵ درصدش سند دارد. يعني كمتر از هزار روايت است كه سند دارد باز هم فارغ از سند معتبر و غير معتبر. بلكه بصورت عمومي كمتر از هزار روايت طبيِ سند دار داريم. پس نزديك به ۸۵ درصد روايات باب طب اساسا سند ندارد. خب از اين تعداد كمتر از هزار روايت حدود ۵ درصد، سند صحيح دارند. يعني از كل روايات پزشكي كمتر از ۵ درصد آن سند معتبر دارد و معمولا اين احاديث هم در كتاب كافي است. اين ۵ درصد هم عموما در مورد خواص خوراكي هاي هستند يعني نه در تشخيص بيماري فايده اي دارد و نه در درمان فايده اي دارد.اگر بخواهيم سند محور بحث كنيم به اين تعداد روايت بيشتر نميرسد. البته ما راه هايي غير از سند هم براي اعتبار سنجي روايات طبي داريم. درمورد گستره روايات پزشكي ما روايات متنوع در مورد درمان امراض بسيار كم داريم و اتفاقا در مجموع روايات، اندك ترين روايات درمورد درمان است و بيشتر روايات در باب خواص خواركي ها و يا دستورات عمومي سلامتي و پيشگيري از درمان است.يعني در روايات ما از ۶ هزار روايتي كه موجود است اگر بخواهيم روايات معتبري كه مربوط به بحث درمان امراض است را جدا كنيم كمتر از يك درصد است يعني كمتر از ۶۰ روايت در حوزه درمان داريم. حالا مشاهده ميكنيد كه چرا بنده ميگويم ما طب اسلامي نداريم! چون وظيفه ي دين اين نيست كه بيايد درمان جسم مردم را بعهده بگيرد.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*