رضاشاه دزدنبود

رضاشاه هر چی بود دزد نبود…شاه دزد بود

دراین روزها که اخبار اشرافی گری برخی مسئولان حال همه را بد کرده گوشه کنار می شنویم که می گویند:رضاخان نور به قبرت بباره هر چی بودی دزد نبودی،اما رضا خان پهلوی سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک پس از کسب سلطنت چنان زمین‌خواری شده بود که در طول مدتی کمتر از پانزده سال به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا شهرت یافت و کار به جایی رسید که سازمانی به اندازه یک وزارت خانه به نام "سازمان املاک و مستغلات پهلوی" برای ثبت اسناد زمین های به زور تصرف شده وی راه اندازی شد.گوشه ای از دارایی رضاشاه که با زور و تهدید از مردم گرفته شده بود:تعداد ۷۰۰۰ روستا که به نامش ثبت شد.مجموع زمین های وی بالغ بر ۱٫۵میلیون هکتار از کل زمینهای کشاورزی ایران آن روز می‌شد.حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. ( کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و  واردات آمریکا صد میلیون دلار)بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقى، لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها به نامش شد.

کارخانه جات قند و شکر، ابریشم و نساجی

سالى ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضى نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.مبلغ ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان موجودی تنها یکی از دفاترحساب جاری رضاخان در داخل کشوربالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگرهمچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ وچین، درآمد صادرات گله های گوسفندوچوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله ازسرشاخه‏هاى درختان بید دماوند،عوائد حاصله ازمالیات حقوق مستخدمین،عوائد حاصله ازجرایم دریافتى ازکارگران وکارمندان کارخانه حریربافى…رضاخان پس از سلطنت و خروج از کشور اعلام کرد که پولی ندارد و حکومت باید مخارج او را بدهداو همه ثروت خود را به خارج از کشور انتقال داد و بخش کمی هم که امکانش نبود را به میراث خورها سپرد.یکى از نمایندگان مجلس عوام انگلستان: « رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راههاى ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماندکه ازین پس درسراسرایران باید فقط یک راهزن یعنی رضاشاه وجود داشته باشد».

تاریخ بخوانیم         http://l1l.ir/46e7

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*