چند نکته درباره انتصاب آیت الله صادق لاریجانی به ریاست مجمع تشخیص و عضویت در شورای نگهبان

برخی از مخاطبین عزیز راجع انتصاب آیت الله صادق لاریجانی به ریاست مجمع تشخیص و عضویت در شورای نگهبان دچار سوالات و ابهاماتی شده اند که پاسخ به آنان ضروری است:

۱- در شورای نگهبان شش عضو فقیه و شش عضو حقوقدان حضور دارند که از بین شش عضو فعلی، آیات عظام احمد جنتی، مهدی شب‌زنده‌دار جهرمی، سید محمدرضا مدرسی یزدی، محمد یزدی، سید محمود هاشمی شاهرودی محمد مؤمن، آیت الله هاشمی شاهرودی در ۳ دی امسال دار فانی را وداع گفته و آیت الله مؤمن نیز در بیماری و کما به سر می برد. عملاً در ماه های اخیر فقط ۴ عضو فعال داشته که باتوجه به وضعیت خطیر کشور و نظام قانون گذاری کشور و همچنین مسئله مهم انتخابات مجلس پیش رو، نمی توان بیش از این کار شورا را مختل نگهداشت.

۲-عضویت یکی از روسای قوه قضا در شورای نگهبان خلاف قانون نبوده و نیست. لذا شبهه ای در این زمینه وجود ندارد.

۳- آیت الله صادق لاریجانی از سال ۸۳ تا ۸۸ پیش از ریاست بر قوه قضا، عضو فقیه شورای نگهبان بوده و تجاربی در این زمینه دارد. چه بهتر از اینکه عضویت در شورای نگهبان، باتوجه به سابقه در این زمینه باشد.

۴- ریاست لاریجانی بر دستگاه قضا بعد از دو دوره ۵ ساله بزودی تمام می شود و فرد جدیدی جایگزین می شود. شاید رهبر انقلاب با توجه به اشراف بر مسائل و شناخت نسبت به اشخاص، برای ریاست دستگاه قضا از کسانی همچون آیت الله مدرسی یا آیت الله رئیسی یا حتی مجتهدین گمنام و جوان تری استفاده نمایند. به هر شکل استفاده از تجارب آیت الله لاریجانی در شورای نگهبان و مجمع تشخیص با توجه به اتمام دوره وی در جایگاه ریاست دستگاه قضا و باتوجه به سوابق ایشان، اقدامی عقلانی و بجاست.

۵-حضور در مجمع تشخیص نیز خطیرتر است با توجه به اینکه شخصیتی مقبول تر و جامع تر در اعضای مجمع به جز آیت الله جنتی دیده نمی شود که از عهده ایشان نیز خارج است. شخصیتی مجتهد یا مکلا که در دستگاه قانون گذاری یا قضا یا مجریه بوده باشد و نسبت به بقیه مقبول تر و مورد پذیرش باشد وجود ندارد. آیا غیر از آیت الله لاریجانی فرد دیگری از روحانیون یا غیرروحانیون دارای تجارب بالا و همچنین مورد پذیرش اعضا باشد وجود دارد؟ چاره کار چیست؟

۶- پیش از این در مطلبی نسبت به وضعیت دستگاه قضا و دلایل نارضایتی از دستگاه قضا عرض کرده ایم که مشکلات و دردهای دستگاه قضا صرفاً به رئیس دستگاه بر نمی گردد بلکه مجموعه عوامل و مسائلی در این زمینه مطرح است همچون ساختار قوه، اصل کار قضاوت، کمبود قاضی، کمبود زندان، طولانی بودن اطاله دادرسی، ضعف قوانین، کمبود شدید بودجه و غیره.هرچند در زمان آقای لاریجانی اقدامات ویژه و اساسی نیز انجام شده است، من جمله: برخورد با دانه درشت های فساد اقتصادی در سطح وزیر، معاون اول رئیس جمهور، فرزندان فاسد هاشمی به عنوان شخصیتی با نفوذ، برخورد با عوامل فتنه ۸۸ و عاملان براندازی نظام، کشف و برخورد با اختلاس ۳ هزار میلیاردی امیرخسرو مه آفرید در دولت قبل، رانت ۱۸ هزار میلیاردی در دولت فعلی، تشکیل پرونده برای برادر رئیس جمهور فعلی و برادر معاون اول رئیس جمهور، برخورد با سلاطین و عوامل بی ثباتی بازار ارز، سکه و غیره. البته که انتقاداتی نیز مطرح است و گاه متوجه شخص اول دستگاه نیز می شود.

۷- انتصاب یک شخص برای یک جایگاه به معنای تأیید صددرصد وی و عملکرد وی نیست. چنانچه مرحوم هاشمی رفسنجانی سالها با توجه به زاویه با رهبری و نظام و حمایت از فتنه ۸۸ و فساد فرزندان و اطرافیان، باز به علت مصلحت، انسجام و امنیت کشور در جایگاه ریاست مجمع تشخیص حضور داشته است و یا حضور سایر افراد با وجود به تفکرات و مواضع کاملاً مخالف با رهبری و نظام. پس انتصاب آقای لاریجانی به مجمع تشخیص به معنای تأیید صددرصد وی نیست. هرچند عملکرد و مواضع نسبتاً قابل قبول تری نسبت به سایر شخصیت ها در حمایت از نظام و رهبری و علیه استکبار و فتنه گران و مفسدان داشته است و البته منتقدین آیت الله می توانند در چارچوب قانون و ادب و اخلاق، انتقادات کند و تند خود را مطرح نمایند و این فضای نقد و انتقاد از برکات انقلاب است.

۸-شاید برخی از مؤمنین با توجه به عملکرد برادران لاریجانی و برخی از وابستگان آنان، دلگیر بوده و خاصه نسبت به عملکرد علی لاریجانی در جایگاه مجلس شورا شدیداً ناراحت و نگران اند؛ اولاً باید بدانیم که نباید عملکرد علی لاریجانی و یا سایر اعضای خانواده را به پای آیت الله لاریجانی حساب کنیم؛ آیت الله در موارد متعددی نشان داده با برادر خود در مجلس اختلافات عمیق و جدی داشته است. در برخورد با مفاسد دولتی، در حمایت یا عدم حمایت از روحانی، در برخورد با فتنه گران و مسائل متعددی آیت الله نشان داده با علی لاریجانی اختلافات جدی دارد و چنانچه ما مردم و نیروهای انقلابی این اختلافات را نبینیم حتماً بی انصافی کرده ایم. ثانیاً آیت الله لاریجانی نسبت به سایر مسئولین عملکرد بهتری داشته و ثالثاً ولایتمداری و اطاعت از رهبری برای همچنین موقعیت هایی است وگرنه در سایر مواقع که اقدام و عملکرد ولی جامعه مورد علاقه ما باشد ولایتمداری خیلی مطرح نیست. اصل ولایتمداری و اعتماد به امام جامعه در همچنین شرایطی وارد است که شما از یک شخصیت رضایت کامل ندارید و از طرفی به عملکرد وی نیز اشراف کامل نداشته اید اما به رهبری و تصمیمات رهبری با توجه به اشراف ویژه ایشان بر کشور و دستگاه ها و شناخت ایشان از شخصیت ها، اعتماد کرده و می پذیرید.

۹-عضویت دو برادر از یک خانواده بعنوان رؤسای قوای کشور شاید در وهله اول قابل هضم نباشد اما باید بدانیم که انتخاب یا عدم انتخاب افراد برای جایگاه‌ها نباید تابع این شرط باشد که از یک خانواده باید چند نفر باشند یا چند نفر نباشند! انتخاب بر مبنای شایسته‌سالاری اصل است. هرچند انتخاب #علی_لاریجانی به ریاست مجلس تصمیم مردم و نمایندگان مردم است نه تصمیم رهبری یا تصمیم نظام. نمایندگان ملت در چند دوره اخیر ارادت ویژه ای به ایشان نشان داده اند!! کاش ما مردم در انتخاب خودمان دقت کنیم و افرادی را انتخاب کنیم که تحت تأثیر لابی های علی لاریجانی و همفکران وی قرار نگیریم.

۱۰- برای تمدن سازی دو عنصر ویژه نیاز داریم: تولید فکر و تربیت نیرو. جریان انقلاب در حوزه و دانشگاه، باید بداند بیش از هر چیز دیگری به کادرسازی و تربیت نیرو در همه سطوح و در همه رشته ها و عرصه ها نیاز دارد. از عرصه فقه حکومتی گرفته تا فقه قضا و حقوق و اقتصاد و سیاست و فرهنگ و هنر و ورزش. امروز انقلاب در همه عرصه ها نیاز به جریان انقلابی دارد؛ در حوزه اقتصاد، مدیریت، هیئت علمی دانشگاه، معلم، قاضی، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، ارتشی، سپاهی، بانکی و غیره. اگر دلسوز این نظام و آینده آن هستیم در خصوص تولید فکر و تربیت نیرو موظفیم.

ان شاءالله آینده ازآن حزب اللهی هاست.

دست‌نوشته های داود مدرسی یان:   http://eitaa.com/joinchat/3604742157Cf3fa1341d3

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*