پرسش: چرا در قرآن در آیه زیر توهین شده است؟

عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ (سوره قلم؛ آیه ۱۳)

«گستاخ [و] گذشته از آن، زنازاده است» (ترجمه فولادوند)

پاسخ:پیشنهاد می شود پاسخ را با دقت تا آخر بخوانید:

۱ – کلمه «زَنیم»  چند معنای متفاوت و متنوع دارد و نباید اصرار کنیم که «فقط همین یک معنای خاص که در ترجمه مرحوم فولادوند آمده صحیح است و دهها مترجمِ دیگر، که جور دیگری معنا کرده اند اشتباه کرده اند».کلمه «زنیم»، در زبان عربی به معناهای «بیگانه»، «مشکوک»، «خشن»، «تبهکار»، «بدنام»، «بی ریشه و بی اصل و نسب» و کسی است که «لکه ننگی با خود دارد». پس چنین نیست که هرکس «زنیم» باشد لزوماً «زنازاده» باشد. «زنا زاده» را در عربی، «وَلَدُالزِّنا» میگویند اما «زَنیم» گاهی به معنای «ولد الزنا» و گاهی به معانی دیگری به کار می رود.

۲ – آیه ی مورد بحث را دو گونه می توان تفسیر کرد که هر یک به نحوی پاسخ ما را ارائه می کنند:

تفسیر نخست اینکه بگوییم این آیه اگر با آیات قبل و بعدش بررسی شود، توهین به یک فرد معین و شناخته شده، به شمار نمی رود بلکه صرفاً یک توصیه کلی به پیامبر (ص) است که مبادا تحت تاثیر افرادی که گستاخ، پست و بدنام هستند قرار گیرد و از آنان اطاعت کند.بنابراین در این آیه اسم شخص خاصی نیامده بلکه تنها یک «توصیه کلی» مطرح شده است.این دیدگاه وقتی تقویت می شود که آیات قبل را نیز ببینیم که در آغاز مطلب از کلمه « کُلّ » به معنای «هر» استفاده شده است:

«وَلا تُطِعْ کُلَّ حَلافٍ مَهِینٍ (۱۰) هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِیمٍ (۱۱) مَنَّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ (۱۲) عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِکَ زَنِیمٍ (۱۳)»

ترجمه:«و اطاعت مكن از هرکس كه بسیار سوگند می خورَد، حقیر،(۱۰) بسیار عیبجو و سخن چین، (۱۱) بخیل، متجاوز و گناهكار است; (۱۲) علاوه بر اینها گستاخ و بدنام است! (۱۳)»

در اینجا کلمه «کُلّ» (هر) در آیه ۱۰، نشان می دهد که گویا این یک سفارش کلی است که : «هرکس که این ویژگیها را داشته باشد، حقیر است شایسته اطاعت نیست». تقریباً مانند اینست که به کسی توصیه شود: «مبادا گوش به حرفِ هر بی سر و پایی بدهی»روشن است که «توصیه کلی»، با «توهین به شخص خاص» تفاوت دارد.تفسیر دوم اینکه بگوییم این آیه واقعاً درباره یک شخص خاص است که بدنام یا معروف به زنازادگی بوده است.بنابراین کلمه «زنیم» حتی اگر به معنای «زنازاده» ترجمه  شود باز هم «بیان واقعیت» درباره «یک فرد خاص» است و یک «توهینِ بی اساس» به شمار نمی رود. در این صورت، هویت این شخص نیز با مراجعه به شأن نزول آیه و کتب تاریخ، قابل تشخیص است.نکته تکمیلی برای تفسیر دوم:در میان مشرکان، افراد بسیاری بودند که به زنازادگی معروف بودند ولی قرآن، آنان را رسوا نکرد زیرا خشن، گستاخ و اهل توهین نبودند اما وقتی یکی از «سرانِ خشن، نزولخوار و بت پرستِ مکه»، از زنده به گور کردنِ دختران، پرستش بتها، رباخواری و ظلم به فقیران، شکنجه ی زیردستان، برده ها و کنیزان دفاع کند و خود نیز رکیک ترین توهینها را به پیامبر (ص) و یارانش و به ناموس مسلمانان نثار نماید، طبیعی است که قرآن در واکنش به رفتارهای زشتش به او یادآوری کند که  «گستاخ، بدنام و حقیر» است و نباید توقع داشته باشد که پیامبر (ص)، از او پیروی کند. طبق این تفسیر، واکنشِ قرآن در سوره قلم، کاملا متناسب با یک مورد خاص بوده که چنین می طلبید و فایده اش این بود که مؤمنان، احساس نکنند که اگر راستگو باشند در جنگ روانی و تبلیغاتی، شکست خواهند خورد.به طور کلی توهین کردن به مخاطبان روا نیست اما در مقابل کسانی که از بت پرستی، خرافات، رباخواری، ظلم به زنان و بردگان و زنده به گور کردنِ دختران دفاع می کنند و علاوه بر اینها، هیچگونه استدلالی را نمی پذیرند و گستاخانه توهین می کنند، گاهی لازم است به عنوانِ «مقابله به مثل»، برخی از واقعیات خجالت آورِ مربوط به زندگی خودشان را به رُخِشان بکشیم تا بفهمند که اهل ایمان نیز می توانند واکنش متناسب نشان دهند با این تفاوت که مومنان، سخنی بر خلاف واقعیت نمی گویند اما کفار، از هر دروغ و تهمتی برای تحقیر مومنان استفاده می کنند.

https://eitaa.com/pasokhtext

https://t.me/gonagoon1395

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*