مگر ما وکیل مدافع اشخاصیم؟

درباره حاشیه‌های اخیرِ پیش آمده راجع توییت آقای محسن رضایی، فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس تا اواسط دهه هفتاد، ذکر چند نکته‌ای ضروری است:

اول؛ گذشته رضایی در جنگ و مدیریت انقلابی در سپاه و بسیج و آن ایثار و جانفشانی ها و بارها تا مرز شهادت رفتن ها، مسئله ای نیست که جامعه بخواهد فراموش کند و یا قدردان بزرگان و خدمات فرماندهان جنگ نباشد طراحی و اجرای عملیات های بزرگ و کوچک در جنگ توسط فرماندهان عالی جنگ در سپاه و ارتش صورت می گرفت و کار و ابتکار و جهاد و ایثار و همان تلاش ها و تدبیرها مانع پیشروی دشمن شده و پیروزی ها را به جبهه حق هدیه می داد.

دوم؛ دفاع از نقاط قوت و نقد به نقاط ضعف از وظایف مؤمنین و نیروهای انقلابی است. یک انقلابی هرگز گذشته را فدای آینده و آینده را فدای گذشته نمی کند. مؤمن فرزند زمان خویش است. در دو دهه اخیر بدست منحوس فتنه گران و برخی نفوذی ها و برخی جهالت های جبهه خودی، در جامعه شکافی ایجاد شده و دسته بندی ناقصی چون اصلاح طلب و اصولگرا بوجود آمده و متأسفانه ما نیز گرفتار این دسته بندی ها شده ایم. هرکس از ما بود و خطایی کرد باید سکوت کنیم و هرکس از طرف مقابل نقطه ضعفی داشت باید فریاد کنیم البته که باید از خودی ها ولو ضعف داشته باشند در برابر دشمنان خارجی و منافقین دفاع کرد اما عموم مردم ایران از مردم حجاز در زمان پیغمبر با بصیرت تر و شرف تر و مقاوم ترند لذا توجیه خطاهای خواص به بهانه سوءاستفاده دشمنان، باعث گمراهی مردم می شود.

سوم؛ برادر رضایی در سال های آخر جنگ، در کنار نخست وزیر میرحسین موسوی و رئیس مجلس وقت مرحوم هاشمی رفسنجانی، مثلثی با عنوان مانمی توانیم تشکیل داده و آن ماجرای جام زهر پیش آمد که توضیح آن در کتاب قطعنامه کامران غضنفری آمده است. رضایی می گوید به توصیه هاشمی، نامه ای خطاب به نخست وزیر نوشته و نیازمندیهای جبهه را اعلام کردم اما هاشمی آن نامه را پیش امام برد.حضرت امام در نامه ای درباره ماجرای جام زهر، می فرماید: «اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نكاتی از نامه فرمانده سپاه (محسن رضايي) كه در تاریخ ۲/۴/۶۷ نگاشته است اشاره می‌شود. فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممكن است در صورت داشتن وسائلی كه در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم … این فرمانده مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید كه این دیگر شعاری بیش نیست» در اين نامه امام(ره) صراحتاً دليل اتخاذ تصميم تلخي را كه در مورد آتش بس گرفتند و از آن تعبير به “نوشيدن جام زهر” كردند، نامه محسن_رضايي ذكر مي كنند و در قسمت ديگر اين نامه به ديدگاه نخست وزير وقت (ميرحسين موسوي) و مسئولان جنگي و سياسي (هاشمي رفسنجاني) اشاره مي كنند: «آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه، وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را كه در شكست‌های اخیر از دست داده‌ایم، به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است كه برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا كه مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید، شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزیزان از هر كس بهتر می‌دانید كه این تصمیم برای من چون زهر كشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم».

چهارم؛ رضایی در اواسط دهه ۷۰، چندین بار تصمیم به خروج از سپاه و اشتغال به مسائل سیاسی و اقتصادی گرفت که بارها با مخالفت رهبری مواجه می شد. با این حال محسن رضايي در سال ۱۳۷۶ و در اوايل دولت خاتمي به مقام معظم رهبري نامه نوشت و علي‌رغم ميل رهبري رسماً از فرماندهي سپاه استعفا داد، از سپاه جدا شد و بنا بر تمايل هاشمي رفسنجاني به مجمع تشخيص مصلحت رفت و رئيس كميسيون اقتصادي مجمع شد.

پنجم؛ محسن رضایی در سال ۸۸ علی رغم توصیه مهم رهبری که نامزدها وضعیت کشور را بحرانی و سیاه نشان ندهند اقدام به سیاه نمایی علیه دولت وقت کرده و بعد از انتخابات در کنار میرحسین موسوی و مهدی کروبی به شورای نگهبان نامه سرگشاده نوشته و از تقلب در انتخابات سخن گفت: “اینجانب در بدبینانه‌ترین وضعیت بین ۳٫۵ تا ۷ میلیون رأی داشتم هرچند که برخی از کارشناسان ۹ میلیون رأی را نیز برآورد کردند.”نقش آن نامه ایشان در شعله ورتر شدن زبانه آتش فتنه انکار نشدنی است.       https://eitaa.com/BDON_SANSOR/8417          https://eitaa.com/BDON_SANSOR/8416

وی چند روز بعد در نامه به شورای نگهبان نوشت که از حق شخصی خودش می گذرد ولی امیدوار است که هیئت تشکیل شده برای بررسی تقلب، به نتیجه برسد و هیچوقت از اتهام تقلب عذرخواهی نکرد رضایی در بحث فتنه در همان مقطع ۸ ماهه اغتشاش، هیچوقت فتنه گران و سران فتنه را محکوم نکرد و مدعی بود که “مدیریت فتنه” مشکل داشته است ایشان چندین بار می گفت: “من اگر در کشور مسئولیتی بالاتر از مسئولیت فعلی می داشتم –مثلا در حد رئیس مجلس بودم- زودتر فتنه را جمع می کردم” یعنی رهبری با آن جایگاه و تدبیر کار محسن رضایی را نمی توانست انجام دهد

ششم؛ واقعیت این است که توئیت اخیر ایشان راجع به عملیات کربلای ۴ یک اشتباه و خطای جدی بود و تحریف جنگ محسوب می شد و باعث نگرانی و تشویش اذهان ملت و خانواده شهدا شد. واکنش مردم و خانواده های شهدا نسبت به آن توئیت که رضایی نوشته بود که عملیات کربلای ۴ یک فریب برای دشمن بود، منفی بود. خانواده شهدا خاصه شهدای کربلای ۴ که یکی از عملیات های ناموفق و لورفته بود از ابراز این نکته نگران شده و گفتند نکند سایر عملیات ها هم فریب بود و فرزندان ما را به کشته دادند اگرچه بعدها این نکته اصلاح شد و برخی از فرماندهان گفتند ما از آن عملیات شکست خورده بعد توانستیم فرصت ایجاد کنیم و دشمن را فریب دهیم که فکر کند ایران حالا بعد از شکست در کربلای ۴ دیگر توان و قصد عملیات ندارد و حاج قاسم سلیمانی نیز در تلویزیون صریحاً گفتد: کربلای ۴ عملیات فریب نبود و گاه در طول سال چند عملیات ناموفق داشته ایم که جزو واقعیات جنگ است و طبیعی است و کربلای۴ یکی از عملیات های ناموفق ما بود.بعد از این تصحیح حاج قاسم و عذرخواهی محسن رضایی ماجرا تا حدی ختم به خیر شد اما در این ماجرا همانند همه حوادث، دوقطبی کاذبی در فضای مجازی و حقیقی تشکیل شد؛ یک عده برخی دوستان ارزشی و بچه های جبهه و جنگ شروع به دفاع از رضایی و یک عده هم بهانه ای گیر آورده بودند برای حمله به رضایی بعلت اینکه ایشان اخیراً بعنوان دبیر مجمع تشخیص اقداماتی انجام داده که برای دولت و حامیان دولت ناخوشایند بوده است.

هفتم؛ درد ماجرا این است که فعالان رسانه ای و مجازی جریان انقلابی فکر می کنند وکیل مدافع اشخاص اند و باید به هر شکلی از اشخاص دفاع کرد حتی اگر اشتباهات واضح داشته باشند این تفکر خود به خود به تقویت دوقطبی های کاذب و همچنین نارضایتی مردم از جریان انقلاب می انجامد. قرار نیست ما به عنوان وکیل مدافع اشخاص عمل کنیم. عدالت آن است که از اقدام خوب یک فرد یا مسئول حمایت و به اقدامات و مواضع غلط اشخاص انتقاد کنیم. تفکر تأیید صددرصدی و رد صددرصدی نشان داده برای جامعه مضر است. در همین ماجرای دانشگاه آزاد و تصادف یک اتوبوس فرسوده و کشته شدن چند تن از دانشجویان عزیز، مثل همیشه عده ای بهانه ای گیر آورده که به ولایتی حمله کنند و بچه های ما متأسفانه به فکر دفاع از ولایتی ۳۷ شغله بوده اند. تا کی قرار است این مسیر را ادامه دهیم؟ تا کی قرار است حق را رها کرده و به اشخاص بچسبیم؟ اشخاص باید تا زمانی مورد تأیید و حمایت ما باشند که در مسیر حق باشند. حمایت ما از اشخاص و جریانات باید به همان اندازه حضور آنان در مسیر حق بوده باشد؛ نه بیشتر نه کمتر. رضایی و ولایتی تا مرحوم هاشمی زنده بود سینه چاک هاشمی بوده و هیچوقت علیه خطاها و اشتباهات هاشمی نایستاده اند بلکه در حمایت از هاشمی به جریان انقلاب هم حمله می کردند؛ حالا چه شده که ما فکر می کنیم باید سینه چاک بشویم؟باید دور این تفکر غلط را خط کشید.   https://eitaa.com/modaresian

شما هم بدون سانسوری شوید        http://eitaa.com/joinchat/404946944Ceab6f2b794

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*