ماجرای جنایت فرزند عُمَر

ماجرای جنایت فرزند عُمَر در حق عجم به بهانه انتقامِ خونِ پدر:درمنابع تاریخی آمده در سال ۲۳ هجری پس از آنکه ابولؤلؤة (غلام مغیرة بن شعبه) در مسجد به عُمَر بن خطاب خنجر زد ، یکی از حاضران لباسی بر سرش انداخت و او را دستگیر کرد اما او پیشدستی کرد و فورا با همان خنجر خودکشی کرد. البته این احتمال نیز قابل طرح است که برخی از اشراف قریش که خودشان ابولؤلؤة را به قتل عمر تحریک کرده بودند ، در شلوغی جمعیت لباسی بر سرش انداخته اند و در زیر آن شاهرگش را بریدند تا زنده نمانَد و هویت طراحان اصلی ماجرا فاش نشود.

   پس از این ماجرا،عُبیدالله بن عُمَربا تحریک خواهرش حفصه به خانواده و نزدیکانِ ابولؤلؤة حمله ورشدو۳نفرازآنان یعنی هرمزان فارسی ، جُفینه ی نصرانی و دختر کوچکِ ابولؤلؤة را به قتل رساند. او چنان خشمگین بود که تهدید می کرد که همه عجم ها و اسیرانِ مقیم مدینه را از دم تیغ خواهد گذراند. وقتی مهاجران که اصحاب باسابقه پیامبر(ص) بودند او را از این کار نهی کردند وی حتی برخی از آنان را نیز تهدید به قتل کرد. برای توجیه جنایت عبیدالله بن عمر ادعا شده است که « شخصی دیده بود که ابولؤلؤة ، جفینه و هرمزان با یکدیگر گفتگویی پنهانی داشتند و همان خنجری که عُمَر با آن به قتل رسیده بود از دستشان بر زمین افتاده بود» بنابراین عبیدالله یقین داشت که آنان در قتل پدرش دست داشته اند!

   عثمان  قبل از آنکه رسماً خلیفه شود با عبیدالله بن عمر گلاویز شد و به شدت بر او خرده گرفت که چرا به بهانه انتقام خونِ پدرت ، یک مرد مسلمان ، یک نصرانی که در پناه اسلام بود و یک دختر خردسال را کشتی؟! عثمان رها کردنِ عبیدالله را بر خلاف «حق» می دانست اما وقتی مردم با او بیعت کردند و خلیفه شد زمزمه هایی بلند شد که دلمان نمی آید مصیبت جدیدی بر مصیبت های خانواده داغدارِ خلیفه ی پیشین یعنی عُمَر افزوده شود و بهتر است از قصاص عبیدالله چشم پوشی شود. در این میان ، امام علی(ع) و سایر بزرگانِ مهاجران همگی اصرار داشتند که عبیدالله باید قصاص شود. در نهایت عمروعاص به عثمان گفت: «این قتل در زمانی رخ داده که تو هنوز خلیفه نبودی پس مسؤولیت الهی بر عهده تو نیست». توجیه عمروعاص مورد پسند عثمان قرار گرفت و عبیدالله آزاد شد. توجیه دیگری که برای قصاص نکردن عبیدالله گفته شده اینست که عثمان وقتی خلیفه شد به عنوانِ ولیّ دمِ مقتولانِ بی وارث ، می توانست از قصاص ، بگذرد و آن را به دیه تبدیل نماید. به این ترتیب خون ۳ بیگناهِ غیرعرب که دارای نفوذ در دستگاه نبودند پایمال شد و فرزند خلیفه دوم از قصاص رهایی یافت.امام علی(ع) به عبیدالله گفته بود: «گناه دختر ابولؤلؤة چه بود که او را کشتی؟!». علی (ع) می گفت اگر بتوانم و قدرت (سیاسی) پیدا کنم عبیدالله را قصاص خواهم کرد.بعدها که عثمان در گرماگرم قیام عمومی صحابه و مردم به قتل رسید و مردم با امام علی(ع) بیعت کردند ، عبیدالله بن عمر به شام رفت و به معاویه پیوست زیرا می ترسید که علی(ع) او را قصاص کند. او در جنگ صفین فرماندهی بخشی از سپاه معاویه را بر عهده گرفت و سرانجام در همین جنگ کشته شد.یکی از نکات جالب توجه در جنگ صفین اینست که سپاهیان شام برای اثبات حقانیت خود شعار می دادند که «عبیدالله بن عمر» در سپاه ماست که «الطیب ابن الطیب» است یعنی «فرزندِ پاک از پدرِ پاک (عمر)» است! برخی از سپاهیان امام علی(ع) در پاسخ شامیان می گفتند: «عبیدالله بن عمر» در واقع «الخبیث بن الطیب»(فرزندِ ناپاک از پدرِ پاک) است یعنی گرچه پدرش عُمَر ، انسانی پاک بوده ولی این فرزند ، ناپاک است. آنان می گفتند «محمد بن ابی بکر» که در رکاب علی(ع) می جنگد شایسته لقب «الطیب بن الطیب» است.

منبع:المصنف ، عبد الرزاق الصنعاني (متوفای ۲۱۱هـ) ، ج۵ ، صص:۴۷۸-۴۸۰/الطبقات الكبرى ، ابن سعد (متوفای ۲۳۰هـ) ، چاپ دار صادر، ج۳، صص: ۳۵۵-۳۵۷ و ج۵، صص: ۱۵-۱۷/نسب قريش ، مصعب الزبیری (متوفای۲۳۶هـ) ، ص۳۵۵ أنساب‏الأشراف، بلاذری(متوفای ۲۷۹هـ)، ج‏10، صص:۴۱۱-۴۱۷/الفتوح، ابن اعثم (متوفای ۳۱۴هـ)، ج‏2، ص:۳۲۳ تا ۳۲۹

مروج‏الذهب، مسعودی(متوفای حدود ۳۴۶هـ)، ج‏2، ص:۳۲۰ و ۳۷۸ و ۳۷۹

جهت عضویت در کانال زیر کلیک کنید:
http://http:/t.me/gonagoon1395

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*