«ضامن آهو» در آثار اسلامی

ضامن آهو از فضایل منسوب به امام رضا(ع) است و در دوره ­های اخیر به­ گونه ­ای شهرت یافته که در مجالس جشن و عزای آن امام(ع) یاد و لقب آن حضرت شمرده می­ شود. قدیمی ­ترین خبر این داستان گزارش صدوق(م۳۸۱) از سليطيِ نیشابوری از حاکم رازی از ابومنصور پسر عبدالرزاق طوسی(م۳۵۲) است.[۱]ابومنصور گوید: در جوانی زائران رضوی را آزار می ­دادم و زاد و توشه آنان را می ­گرفتم. روزی با یوز شکاری به تعقیب آهویی پرداختم، که به دیوار مرقد امام(ع) پناه آورد. یوز از نزدیک شدن به آن خودداری کرد و آهو از شکاف دیوار، داخل حرم شد. وارد حرم شدم، آهو را نیافتم، وارد آن شکاف شدم، جز پشگل و ادرار آن حیوان چیزی ندیدم. این سبب شد با خداوند عهد کنم، جز به نیکی با زائران رفتار نکنم و خود نیز پیوسته برای حل مشکلات به زیارت آن امام(ع) می­ رفتم و حاجت ­روا می ­شدم.[۲] این خبر در آثار بعدی چندان انعکاسی ندارد و در عصر صفوی گسترش یافت.[۳]

داستان آهو در همین دوره به گونه ­های دیگری نیز نقل شد. ابرقوهی(م۸۰۸) مؤلف کتاب فردوس التواریخ [۴]آهو را متفاوت با صدوق و این­ گونه بیان کرده که حاکم سلجوقی فرزند بیماری داشت، که به توصیه پزشکان نیازمند تفریح و صید بود. او در پی صید آهويي بود، که به قبر امام رضا(ع) پناه آورد و اسبان از تعقیب آهو بازایستادند. حاکم­زاده با تعجب از اسب پیاده شد، با کمال ادب وارد حرم شد، خود را روي مرقد شريف انداخت، درمان خود را از امام رضا(ع) خواست و شفا يافت. سلطان سنجر با شنیدن این کرامت، بارگاهی بر مزار آن حضرت ساخت.[۵]

این خبر نیز در منابع بعدی انعکاسی نیافت و با خبر صدوق نیز، به لحاظ محتوا متفاوت و در ترسیم زمان وقوع حادثه مشترک است، که این رخدادپس از حیات امام(ع) و حدود یک قرن و نیم پیش از سلطان سنجر بوده که در سال ۴۷۹ به دنیا آمده و ۵۳۶ کشته شده است. ابن حَمّاد، محدث و شاعر امامیه درقرن چهارم پناه ­آوردن آهو به امام رضا(ع) را این گونه به نظم کشید: مردمان نشسته بودند که ماده آهویی از امام(ع) پناه خواست، کسی که پدرش مرتضی (ع) است و پیوسته در حال تزکیه و تعالی و بلندمرتبه شدن است. سروده ابن حماد گرچه در منابع یافت نشد تا بتوان بهتر در باره آن نظر داد، اما برخلاف خبر بسطامی، داستان را مربوط به پیش از عصر سلجوقیان بیان می کند و منافاتی نیز با خبر صدوق ندارد، زیرا براساس قواعد عرب، عرف مردم و ضرورت شعری، می تواند مراد ابن حماد از «لاذ به» «لاذ بقبره» باشد. اما ابن شهرآشوب(م۵۸۸) شعر ابن حماد را ذیل حضور امام(ع) در نیشابور آورده و افزوده­ ای نیز بر آن ندارد. شعر ابن حماد و خبر ابن شهرآشوب  نیز چندان مورد استقبال منابع بعدی قرار نگرفته و حتی مجلسی از نقل آن خودداری کرده است، جز این که بحرانی و قمی به اعتماد ابن شهرآشوب آن را بازگو کرده اند.[۶]بنابراین، پناه آوردن در زمان حیات امام(ع)، پیشینه­ ای فراتر از قرن ششم ندارد، که در این صورت نیز چگونگی رویداد دانسته نیست، جز این­که منابع محلی در زمان ­های بعد چنین آورده ­اند که، امام(ع) برای آزادی آهویی که پناه آورده بود، خواست مبلغی به شکارچی بپردازد، که نپذیرفت. آهو به امام(ع) ‌گفت: دو بچه شیرخوار، گرسنه‌ و منتظر دارم. ضمانت کنید تا بر­گردم و امام چنین ‌کرد و آهو بازگشت، سبب اعجاب شکارچی، مسلمان شدن وی و آزادی خود شد. نفیسی و حقیقت این حادثه را در راه سمنان به دامغان دانسته و سبب نام گذاری دشت آهوان شمرده­ اند.[۷] برخی دیگر سبب نام­گذاری را این دانسته­ اند که آهوانی به امام(ع) خبر دادند که مخالفان قصد کشتن او را دارند.اگر مسیر هجرت امام(ع) از مدینه به مرو از راه بصره به اهواز و از آنجا به یزد و نیشابور باشد، نه از طریق کوفه، قم و دامغان، تردید در این خبر بیشتر می­ شود.[۸]آنچه مهم می نماید این که داستانی بی ­پایه مورد قبول دوره های بعد واقع شده، ادبیاتی به وجود آورده، مکان ­هایی به خود اختصاص داده [۹]و سرودهایی را از «قرن نهم» پدید آورده،[۱۰]که موجب شگفتی محققان است. گفتگوی آهو با رسول خدا(ص)،[۱۱] امام سجاد(ع)[۱۲] و امام صادق(ع)[۱۳] نیز با اسنادی متفاوت و محتوایی هم افق چنین بیان می کند کهآهوی در بندِ صیاد، برای شیردادن فرزندش، درخواست ضمانت کرد، سپس باز­گشت و صیاد با دیدن این اتفاق، آهو را رها کرد.با صرف نظر از بررسی سندی و محتوایی این اخبار، می ­توان احتمال داد که ضمانت امام رضا(ع) فراهم ­آمده ­ای از مجموع اخبار پیش ­گفته است که در قرن ششم به بعد، متأثر از تاریخ­ نگاری محلی و به احتمال تأثیرپذیرفته از اخبار اهل سنت جلوه کرده است.

منابع در این لینک:    http://hhmoghadam.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=13420

https://t.me/shenakhtehadis

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*