سلوک عرفانی و رسیدن به معرفت خداوند

تمام انسان ها برای سلوک عرفانی و رسیدن به معرفت خداوند، ناچار هستند که "استادی" را بر گزینند و همچون مرده ای که خود را به غسال می سپارد، خود را در خدمت "استاد" قرار دهند تا او بتواند مرید را از خطرات و سختی های مسیر سلوک عبور دهد، دقیقاً مانند حضرت موسی علیه السلام که تبعیت تام و بی چون و چرا از حضرت خضر می کرد، همچنین ما نیز اگر گناه و اشتباهی از استاد خود دیدیم نباید هیچ اعتراضی بدو کنیم که اگر اعتراض کنیم مانند حضرت موسی علیه السلام از ادامه سلوک باز می مانیم.

پاسخ:۱- بنابر روایات متواتر، انسان نباید از غیر معصومین تبعیت مطلق و تام بکند و حتی اعتقاد به این مطلب که تبعیت مطلق از استاد جایز است، یک انحراف عقیدتی محسوب می شود. بنابراین استاد ، مراد، شیخ و پیر یا هر کس دیگر، مادامی که دستورات و ارشادات او در مسیر ثقلین(کتاب و عترت) قرار داشت تبعیت از او جایز است اما اگر کوچکترین تقابل و انحرافی از معصومین پیدا کرد تبعیت از او در حکم تبعیت از شیطان و پیوستن به جنود اوست.(اعاذنا الله و ايّاكم‏)2- گرچه امروزه شیعیان از دسترسی مستقیم به امام خود محروم هستند، لکن ابواب بهره مندی از فیوضات و الطاف و توجهات آن حضرت هیچگاه مسدود نشده است و اتصال و ارتباط با امام زمان (عج) احتیاج به هیچ واسطه ای ندارد تا مدعیان دروغین چنین منصبی را برای خود بتراشند، لذا هر شیعه ای وظیفه دارد با توسل، استغاثه و تمسک به آن امام همام در جهت کسب معارف دین خویش قدم بردارد و روی از غیر معصومین بر گرداند.۳- شرکت در هر کلاس و مجلس اخلاق یا وعظ و ارشاد، (که سبب دوری انسان از گناه و تنبه و پشیمانی نسبت به اعمال و کردار بد و خطای او می شود) سفارش شده و بسیار خوب می باشد، لکن این بدین معنا نیست که انسان در رسیدن به معارف دینی لزوما باید از "استاد" تبعیت کند. بلکه همانطور که بیان شد یگانه راه نجات و کسب معارف رجوع به اهل بیت علیهم السلام و فراگیری معارف توحیدی از معادن حکمت الهی و ابوابی است که خود خداوند معرفی نموده است.(یعنی معصومین)

استناد به داستان حضرت موسی (ع )نیزمردوداست زیرا:

 1-حضرت موسی کلیم الله از جانب خداوند دستور داشت که نزد حضرت خضر برود آیا اقطاب صوفیه نیز از جانب خداوند دستور دارند!!۲- حضرت خضر نیز برای تمام کارهایی که مرتکب شد، از خداوندد متعال دستور داشت چنانچه خود ایشان گفت: وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْري‏: این کارها را از جانب خود انجام ندادم. (۸۲ کهف) همچنین ایشان دارای علم لدنی بوده است چنانچه خداوند  می فرماید: عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً  (65 کهف) .۳- حضرت خضر از جانب خدا وظیفه ای داشت که باید به آن عمل می کرد و حضرت موسی نیز باید به وظیفه خود عمل می کردند چنانچه طبق روایتی، خود حضرت خضر به حضرت موسی فرمود: لِأَنِّي وُكِّلْتُ بِعِلْمٍ لَا تُطِيقُهُ وَ وُكِّلْتَ أَنْتَ بِعِلْمٍ لَا أُطِيقُه‏ : من نسبت به علمی که دارم وظیفه ای دارم ولی تو طاقت آن را نداری و تو نیز نسبت به علمی که داری وظیفه خودت را داری و من طاقت آنرا ندارم.وخداوند در قرآن کریم اعتراض های حضرت موسی به جناب خضر را مذمت نکرده است بلکه فقط از آنها اخبار نموده است.۴-حضرت موسی از پیامبران اولوالعزم بوده است و پیامبران اولوا العزم از دیگران دارای علم و فضیلت بیشتری می باشند.همچنانکه در روایات به این موضوع تصریح شده است: چنانچه امام صادق علیه السلام می فرمایند: كان موسى أعلم من الخضر: جناب موسی از خضر اعلم بود. همچنین می فرمایند: لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ بِاسْتِحْقَاقٍ لِلْخَضِرِ علیه السلام لِلرُّتْبَةِ عَلَى مُوسَى ع وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنَ الْخَضِر… .۵-در بعضی از روایات ، حضرت خضر نیز معصوم و پیامبر دانسته شده است: إِنَّ الْخَضِرَ كَانَ نَبِيّاً مُرْسَلًا بَعَثَهُ‏ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَى قَوْمِهِ: خضر نبی مرسل بود که خداوند او را (برای هدایت) به سوی قومش فرستاد.حکمت این جریان از زبان امام صادق علیه السلام:خضر مقام و رتبه‏اش بر موسى ترجيح نداشت بلكه وى افضل از خضر بود، منتهى چون موسى مستحق بود به او گفته شود كه وى همه چيز را ندانسته و جاهلى است كه فقط به تعليم حقّ تعالى علم برايش حاصل مى‏شود لا جرم واسطه و مأمور براى رساندن اين خبر به موسى خضر گرديده بود.علل الشرائع، ج‏1، ص: .۵۹

https://telegram.me/erfanvatasavof

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*