رفتاربا نوجوان

تحصیل

سوال: پسرم کلاس دوم راهنمایی است و درس نمی‏خواند. چگونه او را به این کار وادارم؟

پاسخ استاد دهنوی: پیش از هر کاری، توقع بهترین بودن اورادرهمه چیزازذهن خودبیرون کنید و معتقد شوید که هرکودک ونوجوانی درزمینه‏های خاصی استعداد داردولازم نیست درهمه چیز، بهترین باشد.

امام علی ۷ می‏فرماید: لا یزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا. خیرمردم، پیوسته در تفاوت‏های آنان است و اگر مساوی شوند، از بین خواهند رفت. بسیاری از والدین به نمره‏ی ۲۰ علاقه نشان می‏دهند که مطلوب نیست. مهم این است که کودک شما در حد توان خود بکوشد؛ گرچه نمره‏ی ۲۰ نگیرد.توقع بیش از هوش بهر کودک نیز از اشتباهات برخی خانواده‏ها است.

بی‏توجهی فرزند شما به درس، ممکن است به علل ذیل باشد:

۱٫ حساسیت بیش از حد: با توجه به این که فرزند شما وارد دوره‏ی نوجوانی شده و حس استقلال دارد، تذکرها و نصیحت‏های پی در پی شما، به طور غیر مستقیم به او پیام می‏دهد که هنوز بچه است و بزرگ نشده. این پیام، او را به موضع لج می‏کشاند تا استقلال خود را اثبات کند؛ بنابراین، نصیحت‏ها را قطع کنید و به این مسأله، حساسیت چندانی نشان ندهید.اجازه دهید خود به تحصیل بیندیشد و مسؤولیت‏پذیری از درون ایجاد شود.

۲٫ محیط ناآرام خانه: اگر با همسر خود مشاجره دارید، و اگر برادر یا خواهر بزرگ‏تر او وی را می‏آزارند، باید متوقف شود.

۳٫ سستی و رخوت با منشأ پزشکی: ممکن است بی‏رغبتی نوجوان به درس، علت پزشکی (کارکرد بد کبد، عفونت کلیه، اختلالات هورمونی) باشد که در این صورت، مراجعه به پزشک لازم است.

۴٫ رژیم غذایی: مصرف پی در پی خوراکی‏های با طبع سرد، نوجوان را دچار سستی می‏کند؛ بنابر این توصیه می‏شود در کنار این گونه خوراکی‏ها، از خوردنی‏های با طبع گرم نیز استفاده کند. مصرف فراوان شیرینی نیز با توجه به هضم سنگین گلوکز، بدن را دچار سستی می‏کند.

۵٫ همانندسازی: احتمال این که بین نزدیکان، بی‏سوادان پولداری باشند و فرزند شما آنان را الگو گرفته باشد، وجود دارد. باید الگوهای باسوادی را از نزدیکان که در زندگی خانوادگی و تربیت فرزند موفق هستند و جایگاه اجتماعی ویژه‏ای دارند، به او معرفی کنید.

سوال۹۷ ـ پسرم در کلاس اول دبیرستان دچار افت تحصیلی شده است؛ در حالی که پیش‏تر، هیچ‏گونه مشکلی نداشت، علت چیست؟

افت تحصیلی، یعنی کاهش عملکرد تحصیلی از سطحی رضایت‏بخش به سطحی نامطلوب. برای مواجهه‏ی درست با این مشکل، باید ریشه‏ها را بیابید. توجه داشته باشید که بازجویی، پیله کردن، تهدید وحتی التماس برای از بین بردن افت تحصیلی تأثیری ندارد.

افت تحصیلی برای شاگردان اول دبیرستان به دو دلیل، عمومی است: ۱٫ فشارهای خاص دوران بلوغ (اشتغال خاطر، تحلیل انرژی ذهنی، عدم تمرکز)؛

 2. توهم نادرستی که دبیرستان به مطالعه‏ی فراوانی نیاز ندارد. برای کم کردن تأثیر این دو عامل، زمینه‏های آرامش روحی او را فراهم آورید و برایش تبیین کنید که دبیرستان، تکالیف نوشتاری‏اش کمتر می‏شود؛ اما به جهت تخصصی شدن درس‏ها، از میزان مطالعه‏ی آن‏ها کاسته نخواهد شد.

افزون بر این دو، علل دیگری نیز می‏تواند سبب افت تحصیلی شود:

۱٫ تغییر محیط: هرگونه تغییر محیط (خانه و مدرسه) افت می‏آورد و پس از تطبیق با محیط جدید، از بین می‏رود.

۲٫ عقب ماندن از درس: ممکن است چند روزی به سبب مسافرت، بیماری، افسردگی و… از درس عقب مانده باشد که باید با کلاس‏های جبرانی خصوصی یا استفاده از همسالان درسخوان جبران شود.

۳٫ انتقام‏جویی: بررسی کنید شاید خواسته‏ای منطقی و مشروع داشته است و به آن بی‏اعتنایی کرده‏اید. گاهی نوجوان به سبب بی‏اعتنایی به خواسته‏اش درس نمی‏خواند تا از والدین انتقام بگیرد.

۴٫ همسالان: در محیط دبیرستان، با همسالان و دوستان جدید آشنا شده است. احتمال این که همسالان او انگیزه‏ای برای درس خواندن ندارند، وجود دارد. بکوشید با نرمی، ارتباط او را با آنان قطع یا کمتر کنید.

۵٫ عدم تمرکز: گاهی عوامل تمرکز زدا مثل مشکلات روحی، فضای نامناسب، لباس تنگ، مکان نامناسب (شلوغ و پر سر و صدا)، زمان نامناسب (هنگام گرسنگی و سیری بیش از حد) و… سبب افت می‏شوند.

۶٫ مدرسه: برنامه‏ی نامناسب درسی، تعویض معلمان، روش خشن مدرسه، شیوه‏ی تدریس معلمان، وضعیت فیزیکی کلاس، شلوغی کلاس و… نیز در افت تحصیلی دانش‏آموزان مؤثر است.

کتاب نسیم مهر                     http://t.me/nooredideh_nojavan

تربیت

نزدیکی های عید بود، من تازه معلم شده بودم و اولین حقوقم را هم گرفته بودم، صبح بود، رفتم آب انبار تا برای شستن ظروف صبحانه آب بیاورم.ازپله ها بالا می آمدم که صدای خفیف هق هق گریه مردانه ای را شنیدم، از هر پله ای که بالا می آمدم صدا را بلندتر می شنیدم…پدرم بود، مادر هم او را آرام می کرد،

می گفت:آقاخدا بزرگ است،خدا نمیگذاردماپیش بچه هاکوچک شویم، فوقش به بچه هاعیدی نمی دهیم…

اما پدر گفت:خانم نوه های ما،درتهران بزرگ شده اندوازما انتظار دارند، نباید فکر کنند که ما…حالا دیگرماجراروشن ترازاین بود که بخواهم دلیل گریه های پدر را ازمادرم بپرسم،دست کردم توی جیبم، ۱۰۰ تومان بودکل پولی که از مدرسه (به عنوان حقوق معلمی) گرفته بودم،روی گیوه های پدرم گذاشتم و خم شدم و گیوه های پرازخاکی را که هر روز در زمین زراعی همراه بابا بود بوسیدم.آن سال، همه خواهر وبرادرانم ازتهران آمدند مشهد، با بچه های قد و نیم قدشان….پدربه هرکدام از بچه ها و نوه ها ۱۰ تومان عیدی داد؛ ۱۰ تومان ماند که آن را هم به عنوان عیدی به مادرداد.اولین روزبعدازتعطیلات بود، چهاردهم فروردین، که رفتم سر کلاس.بعدازکلاس،آقای مدیرباکروات نویی که به خودش آویزان کرده بود گفت که کارم دارد و باید بروم به اتاقش؛رفتم،بسته ای ازکشوی میزخاکستری رنگ کهنه گوشه اتاقش درآوردوبه من داد.

گفتم:این چیست؟گفت: "بازکنید؛می فهمید". باز کردم، ۹۰۰ تومان پول نقد بود.گفتم: این برای چیست؟گفت: "از مرکز آمده است؛دراین چند ماه که شما اینجابودی بچه هارشد خوبی داشتند؛برای همین من ازمرکز خواستم تشویقت کنند."

راستش نمی دانستم که این چه معنی می تواندداشته باشد؟فقط درآن موقع ناخودآگاه به آقای مدیرگفتم: این باید ۱۰۰۰ تومان باشد، نه ۹۰۰ تومان؛مدیرگفت:ازکجامی دانی؟کسی به شما چیزی گفته؟گفتم: نه، فقط حدس می زنم،همین.درهرصورت،مدیر گفت که ازمرکزاستعلام می‌گیردوخبرش رابه من می دهد.روزبعد،همین که رفتم اتاق معلمان تا آماده بشوم برای رفتن به کلاس، آقای مدیرخودش رابه من رساندوگفت:من دیروزبه محض رفتن شما استعلام کردم، درست گفتی،هزارتومان بوده نه نهصد تومان

آن کسی که بسته را آورده صد تومان آن رابرداشته بودکه خودم رفتم ازاوگرفتم؛اما برای دادنش یک شرط دارم…

گفتم: "چه شرطی؟"گفت:بگو ببینم،ازکجا این رامی دانستی؟گفتم:هیچ، فقط شنیده بودم که خداده برابرکارخیرت رابه توبرمی گرداند، گمان کردم شاید درست باشد…

کانال تربیتی نوردیده                http://t.me/nooredideh

 

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*