او را کشتند تا،ضعف خودشان آشکار نشود

سربازان دشمن وارد روستایی شدند و به همه زنان تجاوز کردند به استثناء یک زن که با مقاومت توانست سربازی را بکُشد …

پس از برگشت سربازان به پادگانها واقامتگاه ها ، همه زنان نیز از خانه هایشان بیرون آمدند و لباسهای پاره پاره خود را با گریه ای دلسوزانه جمع می کردند به جزء آن زن.. ، از خانه اش با عزت و افتخار در حالی خارج شد که با در دست داشتن سر آن سرباز ، به دیگر زنان می گفت: تصور داشتید بگذارم به من تجاوز کند بدون آنکه بمیرم یا او را بکشم؟زنهای روستا به یکدیگر نگاه کردند و تصمیم گرفتند او را بکشند تا مبادا با شرافتش بر آنها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا شما نیز مانند او مقاومت نکردید؟ بنابراین دست جمعی ، او را کشتند.(شرافت را کشتند تا خفت و ننگ زنده بماند)…این است واقعیت فاسدان جامعه؛هر انسان شریفی را تخریب می کنند،دروغ می بندند،عزل می کنند،از دسترس مردم دور می کنندو  ……تا ضعف خودشان آشکار نشود

https://t.me/gonagoon1395

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*