اعتماد به نفس کاذب

اعتماد به نفس کاذب و نقش آن درمتوقف کردن ذهن علمی ما

حکمای اخلاق از قدیم روی اعتدال تاکید داشتند و نقطه اعتدال را در هر نوعی از خصلت های آدمی امری مثبت تلقی می کردند. عرض بنده این است که در امر «اعتماد به نفس» هم این اعتدال امر درستی است، و می تواند از نتایج و تبعات منفی آن جلوگیری کند. اینجا مقصودم اعتماد به نفس نسبت به داشت های قدیمی مان علمی مان است. با تجربه مختصری که دارم می توانم عرض کنم اعتماد به نفس زیاد نسبت به معلومات گذشته مان در حوزه علوم، می تواند ریشه تفکر را در میان ما بخشکاند. این مساله وقتی صورت سیاسی هم به خود می گیرد، کار را دشوارتر می کند. یک مثال بزنم. زمانی در انقلاب مشروطه، به خصوص در سال ۱۹۰۷ که بحث تقسیم ایران و نفوذ خارجی مطرح شد، یکی از همشهری های ما رساله آفتاب و زمین را نوشت. در این رساله، همزمان، می خواست از سرمایه های علمی گذشته ایرانی دفاع کند، و بگوید نظریه فرنگی ها در باره مرکزیت خورشید و رد مرکزیت زمین (که سیصد سال بود جا افتاده بود)  اشتباه می کنند. در این باردهها صفحه نوشت و آن را وصل به سیاست هم کرد، و همانجا مشروطه را هم به عنوان یک پدید غربی نقد کرد. در این رساله می توان سه وجه را دید: اعتماد به نفس به گذشته، نقد نظریه نجومی جدید، نقد مشروطه. ما می توانیم خودمان باشیم. فرنگی ها در این نظریه اشتباه می می کنند. آن ها می خواهند دین ما را از بین ببرند و بر ما مسلط شوند: هذا کتاب مسمی آفتاب و زمین، یا آنکه تنبیهٌ للغافلین در دارالسلطنه اصفهان بزیور طبع متحلی گردید به تاریخ ۱۸ شهر رربیع الثانی سنه ۱۳۳۲٫

در باره معلومات پزشکی قدیم، که از آن به طب سنتی تعبیر می شود، همین روال صادق است. بنده هم مثل همه، هم از اشتیاق و اقبال مردم در همه دنیا به این مورد آگاهم، و هم از ایراداتی که از دانش جدید پزشکی جدید مطرح می شود. برخی شاید معقول به نظر آید، و برخی هم خنده دار (مثل سخنان آن آقا در باره قصد فرنگی ها برای کوچک کردن آلت بچه های ما) . تنها چیزی که هست، نگران این اعتماد کاذب هستم که تصور کنیم، تمام علم دنیا در اختیار ما بوده و هست، وهمه عالم در صدد گمراه کردن ما هستند، و حالا کسانی وظیفه آگاه کردن افراد غافلی مثل ما را دارند «تنبیه للغافلین». این که امروز در خبرها آمده بود که یک روحانی، بچه چهارماهه خود را حجامت کرده در کل ناشی از این باور است و به نظرم فاجعه. بدتر از آن این است که حرم حضرت معصومه در قم، دوره آموزشی «پیشگیری از بیمارهای شایع زنان براساس طب سنتی» گذاشته که یک خانم طلبه تدریس می کند: «تدریس این دوره معارفی را خانم زهرا شریف از اساتید حوزه علمیه خواهران بر عهده دارند و در این دوره انواع روش های پیشگیری از بیمارهای شایع در میان زنان را  تشریح می کنند». یک وقتی هم که نظریه داروین منتشر شد، یکی از علمای ما خواست با روش فلسفی به آن پاسخ گوید ونشان دهد که آنچه ما داریم، پاسخ این یاوه ها را خواهد داد. امروز هم رساله ای به عربی دیدم که یک پزشک سنتی عصر ناصری علیه یک فرنگی نوشته و نظریه او را در باره کزاز نقد کرده است. من نمی خواهم بگویم نمی شود نقد کرد اما جالب است که این پزشک در آنجا گفته است که این فرنگی، نظریه بقراط را کنار گذاشته و من می خواهم از نظریه بقراط دفاع کنم. نکته لطیف این که این طب سنتی، غالبش هم همان طب یونانی بقراطی یا بر اساس همان روش است که بعدها روایاتی هم که غالب آنها را شیخ صدوق در آخر کتاب اعتقاداتش نادرست می داند، برای ش درست کرده اند. در واقع این طب سنتی هم فرنگی است که در تمدن اسلامی، چیزهایی بر آن اضافه شده و ضمن آن که خوب بوده، اما به هر حال، راه به جایی نبرد تا ما دوباره مجبور شدیم پزشکی جدید را بیاوریم و این همه برای آن هزینه کنیم. ممکن است برخی از آنچه من گفتم، نادرست باشد، اما در کل اینها را عرض کردم که بگویم این اعتماد به نفس کاذب، در حوزه علم، درگذشته ما را از درک درست مفهوم دانش باز داشت و هنوز هم همچنان قدرتمندانه در متوقف کردن ذهن ما موثر است. وقتی به اعتماد به نفس تشویق می کنیم، حواسمان به این جنبه قضیه هم باشد، درست مثل تبلیغ از لباس های وطنی که ۱۳۰ سال است تشویق می کنیم (یاد کارخانه وطن اصفهان بخیر که برای همین درست شد و قبلش شرکت اسلامیه علمای اصفهان برای تشویق جنس وطنی) اما چون شرایطش را نداریم، دوباره مردم به مارکهای خارجی روی می آورند که البته خیلی هم بد هستند! خوب و بد امری است، اما آنچه اتفاق می افتد و هر کاری بکنیم کار خودش را خواهد کرد امر دیگری. (ارجاعات تصویری این نوشته در کانال زیرمی آید)


http://t.me/jafarian1964

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*