آیا داستان ذخر الحسین (ع) صحت دارد؟

داستان زیر  که در مورد حضور حضرت عباس(ع) در جنگ صفین رواج یافته است در منابع معتبر حدیث و تاریخ شیعه یافت نشد.«ذخر الحسین کیست؟ جنگ صفین بود و نوجوانی سیزده ساله… امیرالمومنین(ع) نقاب به چهره قمر بنی هاشم زدند و او را روانه ی میدان کردن. معاویه ابوشعتاء دلاور معروف عرب را پیش فرستاد ابوشعتاء گفت اهل شام مرا حریف هزار اسب میدانند، در شأن من نیست، یکی از پسران من برای او کافیست. نه پسر را به جنگ فرستاد و یکی پس از دیگری به دست قمر منیر بنی هاشم به درک واصل شدند. خودش عصبانی به قصد انتقام خون پسرانش به میدان آمد و او نیز با ضربتی به درک واصل شد… جنگ مغلوبه شده بود… همه در حیرتند که این نوجوان کیست که چنین جنگاوری میکند… امیرالمومنین(ع) به عباس گفتند برگرد پسرم… سپاهیان گفتند یا امیرالمومنین اجازه بده تا کار را یکسره کند اما حضرت اجازه ندادند… فرمودند: اِنّهُ ذُخرُ الحسین… او ذخیره برای حسین است»البته در برخی منابع اشاره‌ای به حضور ایشان جنگ صفین شده است؛ اما نه به شکلی که در متن بالا آمده است. برای نمونه در مناقب خوارزمی که از کتب اهل سنت است در صفحه ۲۲۷ آمده است:

«ثم خرج من عسکر معاویة کریب بن أبرهة من آل ابن ذی یزن وکان مهیبا " قویا " یأخذ الدرهم فیغمزه بإبهامه فیذهب بکتابته فقال له معاویة: ان علیا یبرز بنفسه وکل أحد لا یتجاسر على مبارزته وقتاله ، قال کریب: أنا أبرز إلیه، فخرج إلى صف أهل العراق ونادى: لیبرز إلی علی، فبرز إلیه مرتفع بن وضاح الزبیدی فسأله من أنت ؟ فعرفه نفسه فقال: کفو کریم وتکافحا فسبقه کریب فقتله ونادى: لیبرز إلی أشجعکم أو علی، فبرز إلیه شرحبیل بن بکر وقال لکریب : یا شقی ألا تتفکر فی لقاء الله ورسوله یوم الحساب عن سفک الدم الحرام، قال کریب: إن صاحب الباطل من آوى قتلة عثمان ثم تکافحا فقتله کریب، ثم برز إلیه الحرث بن الجلاح الشیبانی وکان زاهدا صواما قواما وهو یقول:

 

هذا علی والهدى حقا معه * نحن نصرناه على من نازعه،ثم تکافحا فقتله کریب فدعا علی علیه السلام ابنه العباس – وکان تاما کاملا من الرجال فأمره بأن ینزل عن فرسه وینزع ثیابه ، ففعل فلبس علی علیه السلام ثیابه ورکب فرسه والبس ابنه العباس ثیابه وأرکبه فرسه لئلا یجبن کریب عن مبارزته»

ترجمه: سپس از لشکر معاویه فردی به اسم کریب خارج شد که فرد قوی و تنومند بود به نحوی که درهم را با انگشت اشاره می‌گرفت و می‌فشرد و عدد روی درهم را از بین می‌برد. معاویه به او گفت: علی(ع) وارد میدان شده است و کسی را یارای مقابله با او نیست. کریب گفت: من با او مبارزه می‌کنم. سپس به میدان آمد و خطاب به لشکریان حضرت امیرالمومنین(ع) را به مبارزه طلبید. مرتفع به وضاح به میدان آمد که کریب او را به شهادت رساند. سپس شرحبیل بن بکر و بعد از او حرث بن حلاج شیبانی به مبارزه‏ی او رفتند که آن‏ها را هم به شهادت رساند. أمیرالمؤمنین علیه‏السلام از این امر خشمناک شده. فرزندش عباس علیه‏السلام را که از دلیر مردان آن زمان چیزی کم نداشت، فراخواند و اسب و لباس خود را با او تعویض نمود تا کریب با مشاهده‏ی حضرتش ترس بر دلش نیفتد.

برگرفته شده از وب‌نوشت http://borhan.blog.ir

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*